شریف...
سلام....سه پست میگذارم با موضوعات مختلف.از دل میاید. بخوانیدش
شریف...
سه روز وداع با ماه خوب خدا..اعتکافی که روز آخر قسمت شد.عجیب برای اولین بار
شفیع من این سه شب شد یک جمله!! جمله ای که در سجده گفته میشد...
حسین جان ای آبروی دوعالم....
حسرت میخوردم به آن شب زنده دارانی که از اول ماه خدا.مناجات میخواندند وناله میزدند
رفیقم هم در کنارم بود....گویا او زیباتر ناله زد وزیباتر شفیعش را صدامیزد
صحبت ها زیاد دارم ولی گویی دل وقلم باهم دعوا دارند سر نوشتن
واما عیدی این ضیافت...!! شما بگویید
دوستم: در همان دانشگاه شریف زائر شد...زائر بین الحرمین کربلا....
من: هنوز باید ضجه بزنم شاید شاید نگاهی شود!(مگر قرار نبود جدا نکنید)
بعد از تحریریه:کاشکی بمیرم زیر دست وپای زائرای بین الحرمین/حسین انت نعم الامیری وای اگه دستمو نگیری
قالب وبلاگم فعلا این باشد تابعد
یا علی مددی
این وبلاگ تنها برای دلخوشی دل خودم برای خدمت کوچکی به شهداساخته شده است