ماه جنون
لبیک یا حسین(ع)
ماه محرم اومد.ماه عشق وحسین اومد.کجایید اهل گریه.کجایید لباس های مشکی .کجایید بچه هیئتی ها ونوکرای آقا. تا هیئتارو به پا کنید.علم ارباب رو بلند کنیم
این شعر با دل من خیلی بازی کرد قسمتایی رو براتون میذارم
با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
.
.
.
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است.....![]()
.
.
.
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
.
.
.
.
وقتی میگه:
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت ![]()
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند ![]()
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
.
.
.
.
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
.
.
.
خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچکس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...![]()
پ.ن
محرم آمد.بیاید کربلایی باشیم.بیاید مسلمی باشیم.نه یزیدی
یا امام حسین.یا امام غریب مارا حسینی کن وحیسنی بمیران ![]()
![]()
التماس دعا.یا حسین(ع)
این وبلاگ تنها برای دلخوشی دل خودم برای خدمت کوچکی به شهداساخته شده است